دیکشنری فارسی

virile

UKvirail US'vıərəl

معنی فارسی

مردانه داراي نيروي مردي نيرومند داراي رجوليت داراي قوه مردانه

معنی کامل و مثال‌ها

/vir´ǝl; -īl´/adj.

● مردانه، مردوار، مردآسا، مردمانند

the boy's virile voice

صدای مردمانند آن پسر

● قادر به جفتگیری، (از نظر جنسی) پرتوان، دارای کمر قرص، حشری

● نیرومند، مردافکن، پرزور، قوی

they admired the virile young wrestler

آنها آن کشتی‌گیر جوان و نیرومند را مورد تحسین قرار دادند.

* virility, n.

1- مردی، مردآسایی 2- قدرت جنسی 3- مردانگی 4- قدرت، زوربازو، نیرومندی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. characterized by energy and vigor “a virile and ever stronger free society” “a new and virile leadership”
  2. characteristic of a man “a deep male voice” “manly sports”
  3. (of a male) capable of copulation

مترادف‌ها

adjective
1. Of a man.
2. Manly, masculine, vigorous.

واژه‌های دیگر با معنی «مردانه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن