many times معنی فارسی چندين بار مترادفها Often, frequently, repeatedly, often times. واژههای دیگر با معنی «چندين بار» many a time چندين بار، بارها time and again چندين بار، بکرات frequent چندين بار رخ دهنده، مکرر، سريع dozens of times بسياربارها، چندين بار repeatedly مکرراً، کراراً، بکرات