دیکشنری فارسی

repeatedly

UKripiːtidliː USrı'pi:tıdlı

معنی فارسی

مکرراً کراراً بکرات چندين بار بارها

تعریف انگلیسی

adverb
  1. several time “it must be washed repeatedly” “Derived from adjective: repeated”

مترادف‌ها

adverb
Again and again.

واژه‌های دیگر با معنی «مکرراً»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن