marchen معنی فارسی داستان حکايت قصه . واژههای دیگر با معنی «داستان» anecdotage داستان، حکايت، مجموع حکايات novel داستان، سر گذشت، قصه unordinary داستان، سر گذشت، قصه tale داستان، قصه، حکايت novella داستان، حکايت، رمان کوتاه . narrator داستان گو، راوي، ناقل epitasis متن داستان storybook کتاب داستان، داستان نامه، وابسته به داستانهاي اين نوع کتابها narratively بشکل داستان، بشکل روايت novelist داستان نويس، رمان نويس