marginate
معنی فارسی
حاشيه کنار لبه جا
معنی کامل و مثالها
/mär´jǝ nāt´/vt.
● حاشیهدار کردن، کنارهدار کردن
● حاشیهدار، کنارهدار، لبهدار (marginated هم میگویند)
حاشيه کنار لبه جا
/mär´jǝ nāt´/vt.
● حاشیهدار کردن، کنارهدار کردن
● حاشیهدار، کنارهدار، لبهدار (marginated هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن