marquis or quess معنی فارسی مرزدار مرزبان واژههای دیگر با معنی «مرزدار» margrave مرزدار، مرزبان، به فرماندهان نظامي مرزها ميداند ridged گرده ماهي، داراي خر پشته، مرزدار ridgy پشته دار، خرپشته دار، برآمده