ridgy
معنی فارسی
پشته دار خرپشته دار برآمده برجسته پشته وار گرده ماهي مرزدار
معنی کامل و مثالها
/rijg´ē/adj.
● ستیغ دار، تیزه دار، ستیغی، پرشیار، پر برجستگی
پشته دار خرپشته دار برآمده برجسته پشته وار گرده ماهي مرزدار
/rijg´ē/adj.
● ستیغ دار، تیزه دار، ستیغی، پرشیار، پر برجستگی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن