hummocky معنی فارسی پشته دار ناهموار پست وبلند واژههای دیگر با معنی «پشته دار» ridgy پشته دار، خرپشته دار، برآمده sliping terrace جوي پشته شيب دار hypercard نوعي محيط برنامه نويسي که تمام شکل هاي، گوناگون اطلاعات را به صورت پشته هايي، از کارت شاخص دار سازمان مي دهد drifty داراي انباشتگي، رانه گراي، رانه دار