دیکشنری فارسی

martyrdom

UKmɑːtədəm US'mɑ:tədəm

معنی فارسی

شهادت

معنی کامل و مثال‌ها

/-dǝm/n.

● شهادت، مرگ در راه ایمان یا عقیده، دین مرگی

he suffered martyrdom at the hands of infidels

او به دست کفار به شهادت رسید.

the day of his martyrdom

روز شهادت او

● زجر شدید و طولانی، شکنجه‌ی دایم

تعریف انگلیسی

noun
  1. death that is imposed because of the person's adherence of a religious faith or cause
  2. any experience that causes intense suffering

واژه‌های دیگر با معنی «شهادت»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن