masculine gender معنی فارسی مذکر جنس مذکر واژههای دیگر با معنی «مذکر» masculine مذکر، نرينه، مردانه neuter نه مذکر، نه مونث، پي جنس bernard اسم مذکر، کلود برنارد masculinize مذکر کردن، شخصيت مردانه در زني بوجود اوردن. mas مخفف: مذکر، نرين masc مخفف: مذکر allen يک اسم مذکر، ايتان آلن William يک اسم مذکر، ويليام antonio يک اسم مذکر gordon اسم خاص مذکر، چارلز جورج گردون ژنرال انگليسي که در چين، و مصر و سودان خدمت کرد