mazard
معنی فارسی
سر ، صورت ، يکجور آلو بالوي ريز
معنی کامل و مثالها
/maz´ǝrd/n.
● (مهجور)
● سر، کله، استخوان سر، جمجمه
● صورت، چهر
● رجوع شود به: mazer
سر ، صورت ، يکجور آلو بالوي ريز
/maz´ǝrd/n.
● (مهجور)
● سر، کله، استخوان سر، جمجمه
● صورت، چهر
● رجوع شود به: mazer
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن