meiny معنی فارسی ملتزمين جماعت همراهان. واژههای دیگر با معنی «ملتزمين» cortege ملتزمين رکاب، موکب، حشم meinie (اسکاتلند) ملتزمين، جماعت همراهان. retinue همراهان، ملتزمين، خدم وحشم suite دنباله، رشته، ملتزمين unaccompanied بدون همراه، تنها، بدون مصاحب