دیکشنری فارسی

retinue

UKritinjuː US'retə'nu:

معنی فارسی

همراهان ملتزمين خدم وحشم

معنی کامل و مثال‌ها

/ret´'n yōō´/n.

● همراهان، ملتزمین، دنباله‌روها

the king and his retinue

شاه و ملتزمین رکاب او

تعریف انگلیسی

noun
  1. the group following and attending to some important person

مترادف‌ها

noun
Train, suite, followers, body of attendants, cortège.

واژه‌های دیگر با معنی «همراهان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن