menu driven UKmenjuːdrivn معنی فارسی فهرستي گزينشي واژههای دیگر با معنی «فهرستي» indexical فهرستي، مرتب بشکل فهرست pull down menu فهرستي که مي تواند توسط تيک کردن، اشاره گر ماوس بر روي عنوان آن و يا، توسط فشردن دکمه صفحه کليد نمايش inventorial وابسته به دفترموجودي، فهرستي، سياهه اي tabular جدولي، فهرستي، مسطح D.M.F. = Decyed missing filled، -1 دندانهاي پوسيده، افتادن يا پر شده