merycism معنی فارسی نشخوار واژههای دیگر با معنی «نشخوار» cud نشخوار، نوشخوار obsessive rumination نشخوار فکري ruminant نشخوار کننده، فکور (وخاموش)، جانور نشخوار کننده ruminator نشخوار کننده، فکور (وخاموش) جانور نشخوارکننده ruminate نشخوار کنندگان، انديشه کردن، تفکرکردن ruminantia نشخوار کنندگان rumination نشخوار:عمل نشخوارکردن، انديشه، تفکر reticulum نگاري (معده دوم نشخوار کننده)، شبکه farded-bound تورم شيردان و هزار لاي حيوان که مانع نشخوار ميشود rumen شکمبه، سيرابي (معده نخستين نشخوار کننده)