دیکشنری فارسی

messmate

معنی فارسی

هم خوراک ، (در کشتي) هم کاسه ، هم سفره

معنی کامل و مثال‌ها

/mes´māt´/n.

● (ارتش و کشتی و غیره) هم خوراک (کسی که همیشه سر میز خوراک پهلوی دیگری می‌نشیند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'mess' + 'mate'.

مثال

  • He and his messmates ate together every day.
  • The soldiers became close messmates during their time in the army.
  • She invited her messmates over for dinner.

تعریف انگلیسی

noun
  1. (nautical) an associate with whom you share meals in the same mess (as on a ship)

واژه‌های دیگر با معنی «هم خوراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن