دیکشنری فارسی

messmate

معنی فارسی

هم خوراک ، (در کشتي) هم کاسه ، هم سفره

معنی کامل و مثال‌ها

/mes´māt´/n.

(ارتش و کشتی و غیره) هم خوراک (کسی که همیشه سر میز خوراک پهلوی دیگری می‌نشیند)

ریشه و کاربرد

Noun

A companion or friend with whom one shares meals.

ریشه

From 'mess' + 'mate'.

مثال

  • He and his messmates ate together every day.
  • The soldiers became close messmates during their time in the army.
  • She invited her messmates over for dinner.

واژه‌های دیگر با معنی «هم خوراک»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن