metal ornament معنی فارسی پولک واژههای دیگر با معنی «پولک» scale پولک، فلس، بشيز paillette پولک، فوفه اي که در ميناکاري بکار ميبرند tinsel پولک، نقده، زرق وبرق دار washer پولک، رختشوي squamate پولک پولک، فلس مانند. bespangle پولک زدن spangle پولک (زدن) safety plug پولک اطمينان scale armor زره پولک دار. mascle پولک پولادين زره، الماسي شکل.