metalically معنی فارسی فلز ، موادگداخته که براي شيشه سازي بکار ميرود ، سنگ براي سنگ فرش ياراه واژههای دیگر با معنی «فلز» metal فلز، موادگداخته که براي شيشه سازي بکار ميرود، سنگ براي سنگ فرش ياراه babbitt metal فلز سخت، فيز ياطاقان هم بسته اي از قلع metallic lustre برق فلز، جلاي فلز metalliod فلز نما، شبه فلز metalliferous فلز دار، فلزخيز bimetallic element زوج فلز cemented metal carbide فلز سخت cutting alloy فلز سخت light metal فلز سبک skelp ورق فلز