methode of fire معنی فارسی روش تيراندازي روش اجراي تيراندازي (توپخانه) واژههای دیگر با معنی «روش تيراندازي» order of fire روش تيراندازي، ترتيب توالي آتش، ترتيب احتراق موتور gunner's rule روش تخمين مسافت صحيح در تيراندازي با، تيربار يا تفنگ بدون عقب نشيني direct command فرماندهي مستقيم، فرماندهي بلاواسطه، تيراندازي به روش فرمان مستقيم freestyle مسابقه هاي اسکي آزاد (بالي، هات داگ، پرش با عمليات آکروباتيک)