milkwarm معنی فارسی شير گرم واژههای دیگر با معنی «شير گرم» scalded cream سر شيري که بوسيله گرم کردن شير بگيرند posset نوشابه اي که از شير گرم بسته يا ابجوانگليسي، وشراب درست مي کنند halfhearted نيم گرم، شير گرم، ولرم lukewarm نيم گرم، شير گرم، ولرم unenthusiastic نيم گرم، شير گرم، ولرم scald با (اب گرم) سوزاندن، تاول دارکردن، گرم کردن (شير)