دیکشنری فارسی

halfhearted

UKhælfhɑːtid US'hæf'hɑ:tıd

معنی فارسی

نيم گرم شير گرم ولرم ملول سرد غير صميمانه سرد مهر

معنی کامل و مثال‌ها

/haf´härt´id/adj.

● با دو دلی، دودلانه، با بی‌میلی، از سر سیری، تردیدآمیز

to make a half-hearted effort

با تردید کوشش کردن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. feeling or showing little interest or enthusiasm “a halfhearted effort” “gave only lukewarm support to the candidate”

واژه‌های دیگر با معنی «نيم گرم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن