halfhearted
UKhælfhɑːtid
US'hæf'hɑ:tıd
معنی فارسی
نيم گرم شير گرم ولرم ملول سرد غير صميمانه سرد مهر
معنی کامل و مثالها
/haf´härt´id/adj.
● با دو دلی، دودلانه، با بیمیلی، از سر سیری، تردیدآمیز
to make a half-hearted effort
با تردید کوشش کردن