hypothermal
معنی فارسی
نيم گرم، نسبتا گرم،
وابسته به تقليل درجه حرارت.
وابسته به يا داراي بدني که به طور نابهنجار
حرارت آن کم است
ايجادشده در حرارت
معنی کامل و مثالها
/hī´pō thu_r´mǝl, -pǝ-/adj.
● نیمه گرم، ولرم
● وابسته به یا دارای بدنی که به طور نابهنجار حرارت آن کم است
● (در مورد برخی نهشتهای معدنی) ایجاد شده در حرارت 300 سانتیگراد یا بیشتر