millieu معنی فارسی محيط واژههای دیگر با معنی «محيط» locale محيط، دوروبر، احاطه environment محيط، دوروبر، احاطه milieu محيط، اجتماع، قلمرو entourage محيط، دوروبر، اطرافيان ambient محيط، گرداگرد surroundings محيط، دوروبر circumference محيط، دوره climate for growth محيط رشد، شرايط لازم براي رشد dispersive medium محيط پخش environmentalist محيط نگر