دیکشنری فارسی

minikin

UKminikin

معنی فارسی

ريز ظريف کوچولو نازدار چيزخردسنجاق چه خانم يادخترکوچول موچولو

معنی کامل و مثال‌ها

/min´i kin/n., adj.

● (مهجور) عزیز، گرام

● (نادر) ملوس، کوچک و ظریف

● (قدیمی) ریز، ریزه پیزه

● متظاهر، وانمودگر

مترادف‌ها

adjective
Small, little, diminutive, wee, tiny, pygmy, pygmean, Liliputian, dwarfish.

واژه‌های دیگر با معنی «ريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن