دیکشنری فارسی

minikin

UKminikin

معنی فارسی

ريز ظريف کوچولو نازدار چيزخردسنجاق چه خانم يادخترکوچول موچولو

معنی کامل و مثال‌ها

/min´i kin/n., adj.

(مهجور) عزیز، گرام

(نادر) ملوس، کوچک و ظریف

(قدیمی) ریز، ریزه پیزه

متظاهر، وانمودگر

مترادف‌ها

adjective
Small, little, diminutive, wee, tiny, pygmy, pygmean, Liliputian, dwarfish.

واژه‌های دیگر با معنی «ريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن