دیکشنری فارسی

teeny

UKtiːniː US'ti:nı

معنی فارسی

(tiny) ريز ريزه کوچک ناچيز.

معنی کامل و مثال‌ها

/tē´nē/adj.

● (عامیانه) رجوع شود به: teensy) tiny هم می‌گویند)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (used informally) very small “a wee tot”

واژه‌های دیگر با معنی «(tiny) ريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن