دیکشنری فارسی

teeny

UKtiːniː US'ti:nı

معنی فارسی

(tiny) ريز ريزه کوچک ناچيز.

معنی کامل و مثال‌ها

/tē´nē/adj.

(عامیانه) رجوع شود به: teensy) tiny هم می‌گویند)

واژه‌های دیگر با معنی «(tiny) ريز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن