mofussil معنی فارسی بيرون شهر دهات واژههای دیگر با معنی «بيرون شهر» outing گردش بيرون شهر، گردش روز بيکاري country-side (قسمتي از) بيرون شهر، حومه شهر outdoorsman مرد علاقمند به دشت و صحرا و دامن طبيعت، دوستدار بيرون شهر excursion گردش، گشت، سير countries کشور، مملکت، ديار country کشور، مملکت، ديار