money worth معنی فارسی برابر پول ، بهاي پول ، پول بها ، چيزي که بپول بيزرد واژههای دیگر با معنی «برابر پول» farthing يک چهارم پني برابر با نيم سنت پول امريکا، دينار fisher equation رابطه فيشر، اين رابطه عبارت است از :، MV = PQ