money-changer معنی فارسی صراف معنی کامل و مثالها /-chān´jǝr/n.● صراف، گاهبد● دستگاه پول خرد کنی (تبدیل پول) واژههای دیگر با معنی «صراف» shroff صراف، فروشنده ي ارز، سکه شناس money changer صراف، درم گزين exchanger مبادله کننده، صراف changer عوض کننده، تغييردهنده، صراف avuncular مربوط بدايي، مانند دايي، متعلق به صراف گرو گير banks ساحل، لب، توده mounding ساحل، لب، توده bank بانک، ساحل، لب