monometallism
معنی فارسی
يک فلزي ، قرار دادن واحد پول براساس يک فلز
معنی کامل و مثالها
/-met´'l iz´ǝm/n.
● (به کار بردن فقط یک فلز مثلا طلا به عنوان معیار پولی) تک فلزی
● (اصول نظام پولی تک فلزی) تک فلز گرایی
يک فلزي ، قرار دادن واحد پول براساس يک فلز
/-met´'l iz´ǝm/n.
● (به کار بردن فقط یک فلز مثلا طلا به عنوان معیار پولی) تک فلزی
● (اصول نظام پولی تک فلزی) تک فلز گرایی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن