دیکشنری فارسی

monometallism

معنی فارسی

يک فلزي ، قرار دادن واحد پول براساس يک فلز

معنی کامل و مثال‌ها

/-met´'l iz´ǝm/n.

(به کار بردن فقط یک فلز مثلا طلا به عنوان معیار پولی) تک فلزی

(اصول نظام پولی تک فلزی) تک فلز گرایی

واژه‌های دیگر با معنی «يک فلزي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن