mopping up
UKmɔpiŋʌp
معنی فارسی
جارو کردن ، پاک کردن ، رفتن
پاک کردن منطقه از وجود بقاياي دشمن
جارو کردن ، پاک کردن ، رفتن
پاک کردن منطقه از وجود بقاياي دشمن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن