muliply معنی فارسی ضرب کردن تکثير کردن زاد وولد کردن. واژههای دیگر با معنی «ضرب کردن» recoin دوباره ضرب کردن multiplied افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiplies افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiply افزودن، بسيار کردن، زياد کردن keyboard (درپيانو) رديف مضراب، رديف کليدها، (درماشين تحرير و کامپيوتر) رديف حروف traumatize دچار روان زخم کردن، با ضرب وجرح مشروب ساختن، معذب کردن. proverb مثل، عبرت، ضرب المثل