multisonant معنی فارسی پر صدا بسيار صدا واژههای دیگر با معنی «پر صدا» noisier پر صدا، شلوق، شلوق کن noisiest پر صدا، شلوق، شلوق کن noisy پر صدا، شلوق، شلوق کن multisonous پر صدا، بسيار صدا rip roaring پر سرو صدا، هيجان انگير. abuzz پر سر و صدا، پر چنب و جوش، پر فعاليت shivaree جشن پر سر و صدا، آواز دسته جمعي و مزاح آميز همراه با بوق و، کرنا پشت حجله ي عروس و داماد thersitical پر سر و صدا و فحاش wingding مهماني پر سر و صدا.، عالي، اعلا gutbucket نوعي موسيقي جاز پر سر و صدا