thersitical معنی فارسی پر سر و صدا و فحاش معنی کامل و مثالها /thǝr sit´i kǝl/adj.● پر سر و صدا و فحاش واژههای دیگر با معنی «پر سر و صدا و فحاش» abuzz پر سر و صدا، پر چنب و جوش، پر فعاليت shivaree جشن پر سر و صدا، آواز دسته جمعي و مزاح آميز همراه با بوق و، کرنا پشت حجله ي عروس و داماد wingding مهماني پر سر و صدا.، عالي، اعلا gutbucket نوعي موسيقي جاز پر سر و صدا nuisance tax ماليات پردردسر، ماليات پر سر و صدا، که با ناراحتي زياد وصول شود whacking خيلي بزرگ، بسيار عظيم، پر سر و صدا. clunky رجوع شود به clumsy، از مد افتاده، بد قواره bodacious به طرز خودنمايانه اي چشمگير، جلف، پر زرق و برق obstreperous غوغا کن، پرهياهو، قيل و قال کن