دیکشنری فارسی

murkiness

UKməːkinəs

معنی فارسی

تاريکي تيرگي غلظت افسردگي غليظي

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quality of being cloudy
  2. an atmosphere in which visibility is reduced because of a cloud of some substance

واژه‌های دیگر با معنی «تاريکي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن