musk rat
معنی فارسی
موش آبي امريکايي شمالي ، کرموش ، خزاين موش
مترادفها
noun
1. Musquash, musk beaver (Ondatra zibethicus).
2. Desman, muscovy (Mygale moschata).
موش آبي امريکايي شمالي ، کرموش ، خزاين موش
noun
1. Musquash, musk beaver (Ondatra zibethicus).
2. Desman, muscovy (Mygale moschata).
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن