دیکشنری فارسی

musquash

UKmʌskwɔʃ

معنی فارسی

موش آبي امريکايي شمالي ، کرموش ، خز اين موش

معنی کامل و مثال‌ها

/mus´kwäsh´/n., pl.

● (جانورشناسی) موسکواش (انواع موش‌های آبی بومی امریکای شمالی از جنس Ondatra که دم آنها پهن و پارو مانند است)

ریشه و کاربرد

ریشه

Derived from the Algonquian word 'muskwessu', meaning 'it is red'.

مثال

  • The musquash is known for its musky odor.
  • Musquashes are excellent swimmers.
  • The fur of the musquash is highly valued.

ترکیب‌های رایج

Musquash fur Musquash habitat North American musquash

تعریف انگلیسی

noun
  1. beaver-like aquatic rodent of North America with dark glossy brown fur

واژه‌های دیگر با معنی «موش آبي امريکايي شمالي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن