muslim community معنی فارسی امت واژههای دیگر با معنی «امت» nation ملت، قوم، امت uncircumcised نامختوني، ملل نامختون، امت ها uncircumcision نامختوني، ملل نامختون، امت ها patriarch رئيس خانواده، پدرطايفه، رئيس امت patriarchic رئيس خانواده، پدرطايفه، رئيس امت