دیکشنری فارسی

myrrh

UKməːr USmə:

معنی فارسی

مر مر مکي

معنی کامل و مثال‌ها

/mu_r/n.

● (از ریشه‌ی عربی)

● (گیاه شناسی) درخت مر (جنس Commiphora از خانواده‌ی bursera)

● مر (انگم خوشبو و تلخ مزه که از درخت مر عربستان و افریقای شرقی می‌گیرند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. aromatic resin that is burned as incense and used in perfume “Substance Holonyms: myrrh tree, Commiphora myrrha”

واژه‌های دیگر با معنی «مر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن