namby pamby
معنی فارسی
قشنگ ، بيمزه ، بي مغز ، سخن بي مغز و بي بيمزه ،
نوشته هاي قشنگ و بيمزه
مترادفها
adjective
Finical, affectedly fine, silly, weakly sentimental, insipid, vapid.
قشنگ ، بيمزه ، بي مغز ، سخن بي مغز و بي بيمزه ،
نوشته هاي قشنگ و بيمزه
adjective
Finical, affectedly fine, silly, weakly sentimental, insipid, vapid.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن