nebulize
معنی فارسی
گرد کردن ،
(يا شدن) تبديل به ذرات کردن (ياشدن)
معنی کامل و مثالها
/neb´yǝ līz´/vt.
● (آبگونه را تبدیل به) افشانه کردن، پوش کردن
● (برای درمان پوست یا مبارزه با آفت) دارو را افشاندن
گرد کردن ،
(يا شدن) تبديل به ذرات کردن (ياشدن)
/neb´yǝ līz´/vt.
● (آبگونه را تبدیل به) افشانه کردن، پوش کردن
● (برای درمان پوست یا مبارزه با آفت) دارو را افشاندن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن