necessitation
UKnisesiteiʃən
معنی فارسی
ايجاب کردن مستلزم بودن لازم کردن مجبور بودن نيازمندکردن
ايجاب کردن مستلزم بودن لازم کردن مجبور بودن نيازمندکردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن