دیکشنری فارسی

neigh

معنی فارسی

شيهه شيهه کشيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/nā/vi., n.

شیهه کشیدن، مثل اسب صدا کردن

Cyrus' horse neighed first

اسب کورش اول از همه شیهه کشید.

شیهه

مترادف‌ها

verb neuter
Whinny.

واژه‌های دیگر با معنی «شيهه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن