دیکشنری فارسی

neither

UKnaiðər US'ni:ðə

معنی فارسی

نه نه هم نايظريا نيظر

معنی کامل و مثال‌ها

/nē´thǝr, nī´-/adj., pron.,conj., adv.

(از دوتا) هیچکدام، هیچیک (از آن دو)

neither boy went

هیچکدام (از آن دو پسر) نرفتند.

neither of them was invited

هیچیک از آن دو دعوت نشده بود.

on neither side of the street are there any trees

در هیچیک از دو سوی خیابان درخت وجود ندارد.

he made two suggestions but neither was accepted

او دو پیشنهاد کرد ولی هیچکدام مورد قبول واقع نشد.

"will you have tea or coffee?" "neither, thanks"

((چای می‌خواهید یا قهوه‌؟)) ((هیچکدام - ممنونم))

(با: nor) نه این نه آن، نه... نه...

I could neither laugh nor cry

نه می توانستم بخندم نه گریه کنم.

he neither smokes nor drinks

او نه سیگار می‌کشد و نه مشروب می‌خورد.

neither here nor there

نه اینجا و نه آنجا

نه حتی، همچنین نه، ... هم نه

he doesn't drink, neither does he smoke

او مشروب نمی‌خورد، سیگار هم نمی‌کشد.

(پس از عبارت منفی - عامیانه) من هم نه، من هم همینطور

if she won't go, I won't neither

اگر او نرود من هم نخواهم رفت.

مترادف‌ها

pronoun, adjective
Not either, nor one nor the other.

واژه‌های دیگر با معنی «نه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن