دیکشنری فارسی

not

UKnout USnɔt

معنی فارسی

نه

معنی کامل و مثال‌ها

/nät/adv.

نه

not tomorrow

فردا نه

it's a cat, not a dog

گربه است نه سگ.

do you want this book or not?

این کتاب را می خواهی یا نه‌؟

I hope not!

امیدوارم که نه‌!

I am afraid not!

متاسفانه نه‌!

I'll call, if not, I'll write

تلفن خواهم زد، اگر نشد، نامه خواهم نوشت.

(پیشوند نفی) نـ

he is not coming

او نمی آید.

he did not want to stay

نخواست بماند.

I am not hungry

گرسنه نیستم.

not everyone likes this book

همه کس این کتاب را دوست ندارد.

this problem is not at all easy

این مسئله اصلا آسان نیست.

he has not stolen anything

او چیزی ندزدیده است.

(همراه با واژه‌های منفی - معنی واژه را وارونه می‌کند) نه چندان، نه اینکه

a not uncommon problem

مسئله‌ای که نادر نیست

he drank not a little of the wine

او از آن شراب کم نخورد.

his failure was not without good reason

ناکامی او دلایل خوبی داشت (بی دلیل نبود).

* not a

نه حتی یک (عدد و غیره)

not a penny

نه حتی یک شاهی

not a minute

نه حتی یک دقیقه

* not at all

1- ابدا، اصلا، به هیچ وجه 2- (تعارف) خواهش می کنم، مانعی ندارد

* not only ... but (also)

نه تنها ... بلکه (هم)

I am not only old but also ill

نه تنها پیرم بلکه بیمار هم هستم.

ریشه و کاربرد

Phrase

Fairly good or satisfactory.

ریشه

A combination of the words 'not' and 'bad'.

مثال

  • The food at the new restaurant is not bad.
  • He's not a bad singer, actually.
  • The movie was not bad, but it could have been better.

واژه‌های دیگر با معنی «نه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن