not
معنی فارسی
نه
معنی کامل و مثالها
/nät/adv.
● نه
not tomorrow
فردا نه
it's a cat, not a dog
گربه است نه سگ.
do you want this book or not?
این کتاب را می خواهی یا نه؟
I hope not!
امیدوارم که نه!
I am afraid not!
متاسفانه نه!
I'll call, if not, I'll write
تلفن خواهم زد، اگر نشد، نامه خواهم نوشت.
● (پیشوند نفی) نـ
he is not coming
او نمی آید.
he did not want to stay
نخواست بماند.
I am not hungry
گرسنه نیستم.
not everyone likes this book
همه کس این کتاب را دوست ندارد.
this problem is not at all easy
این مسئله اصلا آسان نیست.
he has not stolen anything
او چیزی ندزدیده است.
● (همراه با واژههای منفی - معنی واژه را وارونه میکند) نه چندان، نه اینکه
a not uncommon problem
مسئلهای که نادر نیست
he drank not a little of the wine
او از آن شراب کم نخورد.
his failure was not without good reason
ناکامی او دلایل خوبی داشت (بی دلیل نبود).
* not a
نه حتی یک (عدد و غیره)
not a penny
نه حتی یک شاهی
not a minute
نه حتی یک دقیقه
* not at all
1- ابدا، اصلا، به هیچ وجه 2- (تعارف) خواهش می کنم، مانعی ندارد
* not only ... but (also)
نه تنها ... بلکه (هم)
I am not only old but also ill
نه تنها پیرم بلکه بیمار هم هستم.
ریشه و کاربرد
Fairly good or satisfactory.
ریشه
A combination of the words 'not' and 'bad'.
مثال
- The food at the new restaurant is not bad.
- He's not a bad singer, actually.
- The movie was not bad, but it could have been better.