new arrived معنی فارسی تازه رسيده تازه وارد شده واژههای دیگر با معنی «تازه رسيده» new-come تازه رسيده arriviste تازه به دوران رسيده carpetbagger تازه بدوران رسيده وفاسد، مسافر خورجين دار.، فرصت طلب griff (درهند) اروپايي تازه رسيده، نوچه، تازه کار griffin (درهند) اروپايي تازه رسيده، نوچه، تازه کار nouveau riche (فرانسه) تازه بدوران رسيده . new come تازه آمده، تازه رسيده upstart نوکيسه، تازه بدولت رسيده، شخص باددرسر parvenu نوکيسه، تازه بدولت رسيده jack in office ادم باد درسرکه تازه بمقام (پشت ميزنشيني)، رسيده است