nomarch معنی فارسی استاندار فرماندار واژههای دیگر با معنی «استاندار» general governor استاندار governor general استاندار exarch (در روم شرقي) استاندار، نايب السلطنه، (درکليساي خاور) اسقف بزرگ tetrarch استاندار يا والي يکي ازبخش هاي چهارگانه، امپراطوري روم باستان governor-general والي، استاندار county town حاکم نشين استان، شهر مقر استاندار ethnarch (در روم قديم) والي، حاکم، استاندار