non feasor معنی فارسی کوتاهي کننده مقصر واژههای دیگر با معنی «کوتاهي کننده» defaulter کوتاهي کننده، قصورکننده، طفره زن shorrcomer کوتاهي کننده، مقصر delinquent غفلت کار، کوتاهي کننده، مقصر deadbeat زدن ضربه بدون برگشت وعکسالعمل، داراي سکون.، بد حساب