non payment معنی فارسی عدم پرداخت واژههای دیگر با معنی «عدم پرداخت» non-payment عدم پرداخت payment stopped دستور عدم پرداخت، توقف پرداخت notice of dishonour گواهي عدم پرداخت notice of non-payment گواهي عدم پرداخت stop payment دستور عدم پرداخت چک به بانک. waiting delay تاخير ناشي از عدم توانايي پرداخت tax evasion عدم پرداخت ماليات بصورت غير قانوني، فرار از پرداخت ماليات stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند، مالي به مرجع پرداخت کننده nonsupport عدم پشتيباني، عدم پرداخت خرجي يا نفقه . solvency توانايي پرداخت بدهي، ملائت، عدم اعسار