non performance معنی فارسی عدم انجام عدم اجرا واژههای دیگر با معنی «عدم انجام» nonfulfilment عدم انجام تعهدات non compliance عدم قبول يا انجام، عدم رعايت، عدم موافقت non-compliance عدم قبول يا انجام، عدم موفقيت go to sleep اصطلاحي براي توقف کاميپوتر يا عدم امکان، انجام عملي توسط کامپيوتر به دليل گرفتار، شدن در يک حلقه نامحدود punctuality دقت در انجام وعده، خوش قولي، عدم تخلف