non-transferable معنی فارسی غير قابل انتقال واژههای دیگر با معنی «غير قابل انتقال» inalienable انتقال ناپذير، غير قابل انتقال، جدانشدني irremovably بطور عزل ناپذير، بطور غير قابل انتقال deferred exit انتقال کنترل به يک زيربرنامه در زماني، که قابل پيش بيني نبوده و حادثه اي غير، مترقبه آن را مشخص مي کند movable قابل حمل، غير ثابت، ترابرپذير irremovable معزول نشدني، غير قابل عزل، برداشته نشدني